Wednesday, August 12, 2009

روان درمانی در زمان بحران

این گفت و گو با خانم دکتر شیوا دولت آبادی یاد آوری کرد که چقدر جای روانشناسان در این روزهای سخت خالی است. خانواده هایی که هنوز خبری از عزیز خود ندارند یا عزیزی از دست داده اند یا مجروحی را در خانه و بیمارستان پرستارند. آنهایی که از زندان آزاد شده اند و یا آنها که قرار است به زندان بروند
کسانی که همواره سایه ای آنها را تعقیب می کند، آنها که در تصویر ذهنی شان گروهی نقابدار کنار در خانه شان منتظر ورود و دستگیر کردن اند
گوشهایی همیشه کنار دهان آنها به مکالمه های تلفنی شان گوش می دهد
ایمیل هایشان را می خواند
حتی مردمی که تنها به جنبش مردم نگاه می کنند
اگر چنین روزی اهل روانشناسی و روانکاوی از نوع فردی و اجتماعی اش به درد مردم نرسند و راه حل هایی ندهند و تحلیل نکنند
چه روزی را مناسب می بینند
به دستور العمل های ساده نیاز است. بسادگی همان روش های ضد گاز اشک آور
یا درمان اولیه مجروح یا حضور در قرار برای تجمع ها

احمدي نژاد و محصولي مسئول اجرايي اصلي جنايت هاي زندان ابوغريب كهريزك هستند

بخشی از بیانیه سازمان محاهدین انقلاب اسلامی
این اقدامات انسان را به یاد صحنه سازی های پس از فاجعه جنایت بار حمله لباس شخصی ها به کوی دانشگاه می اندازد که نهایتاً به محکومیت یک مأمور جزء به اتهام دزدیدن ریش تراش ختم شد. اما ابعاد جنایات ابوغریب کهریزک، شواهد و مدارک برجای مانده و شاهدان و بازماندگان آن و نیز حساسیت عمومی نسبت به این فاجعه بسیار بیشتر از آن است که به اقتدارگرایان حاکم اجازه دهد آن را به سرنوشت ماجرای کوی دانشگاه تهران تبدیل کنند.کامل

به شدت نگرانیم


چرا (نگران) نباشم؟ چه تضمینی وجود دارد که در یک روند غیرقانونی آزار فیزیکی وجود نداشته باشد؟ نمی توانم با قطعیت آن را قبول کنم اما نمی توانم با قطعیت آن را رد کنم. اینها متحمل است. بخصوص نسبت به آقای تاج زاده که از ابتدا تلاش کرده اند موضوعاتی را به وی نسبت بدهند. از قبل اقداماتی کرده اند که علیه ایشان اعترافاتی رابه ناحق بگیرند. بنابراین فشارها روی ایشان زیاد است. من به جد به دنبال این هستم که این افراد پاسخگو باشند. می گویند مراحل تحقیقات را طی می کنند. چه اشکالی دارد که خانواده و یا وکیل با او دیدار داشته باشد؟ این حداقل هاست. من روی غیرقانونی بودن کل این روند تاکید می کنم؛ اما در این روند غیرقانونی چرا از بدیهی ترین واولیه ترین حقوق بازداشت شدگان محروم هستند؟ این موضوع به نگرانی خانواده ها دامن می زند

فخری السادات محتشمی پور درگفت وگو با روز آنلاین

هشتمین چهارشنبه بدون تو



شد ۵۵ شب که بی تو تا خود صبح منتظر خورشید نشسته‌ام لب این پنجره لعنتی تا شاید بدمد و تو را با خود بیاورد. شد ۵۵ روز که نه صدایت را شنیده‌ام و نه روی ماهت را دیده‌ام. تو بگو سرم را توی کدام چاه فرو کنم و فریاد بکشم تا سینه‌ام سبک شود نازنینم؟ تو بگو وقتی مرا به سرزمین مادری‌ام، سرزمینی که روزی ولادتگاه تو نیز بود و اکنون به اسارتگاهت بدل شده راهی نیست، وقتی هر دوشنبه دلم مثل گنجشک خیسی هی بی‌قرار بال بال می‌زند برای ملاقاتت و می‌دانم که فایده‌ای ندارد و مرا راهی به تو نیست چه کنم؟ تو بگو چند شب دیگر باید تا صبح بیدار بنشینم و ستاره‌هایی که یک به یک سقوط می‌کنند را بشمرم و هی دعا کنم و دل آرام دارم و به خودم بگویم که ستاره‌ات هنوز روشن است، شاکر باش و لب از شکوه فروبند؟....کامل از وبلاگ فاطمه شمس ، همسر محمد رضاجلایی پور

چرا کهریزک؟

اول- نامی که نخست، خیر را تداعی می کند. کار داوطلبانه، رایگان؛ آسایشگاهی برای سالمندان، پیرزنان، پیرمردان، معلولان، بی خانواده، بیمار؛ کنار و حاشیه تهران
ما را به یاد اطلاعیه های عید قربان می اندازد، عید فطر، برای پذیرفتن قربانی، گوسفندهای آماده ی ذبح، قبول نذر، کفاره روزه، صدقات، خیرات برای اموات، نذورات

کهریزک دبیرتاریخ دبیرستان را به یادم می آورد، روزهای انقلاب، روزیکه ما رابه کهریزک برد به آسایشگاه. چهره ی پیرمردی که پالتو می خواست. کهریزک برای من یک وصیت است، یک قبرکوچک، یک پزشک آرمیده درحیاط آسایشگاه
کهریزک همینطور یک مفهوم است. سازمان غیردولتی. یک انجمن مردمی که پیش ازانقلاب بوده وهنوز جان نداده. ایستاده دراین جوانمرگی ِ تشکلها، گروههای غیردولتی، احزاب

دوم - حالا کهریزک نامی که ندیده ام، اما شنیده ام. اسمی عام نه خاص، تاریخ نه جغرافیا. شر نه خیر. جوان نه سالمند، کین نه مهر. یک دورِ نزدیک. یک ابهام ِ واقعی، یک خیال بیرونی، باورکردنی. نام همه سوله های پنهانی، زیرزمینهای هزارتو، پراز درد اشک و چرک وترس و خون. سیاه، بی پنجره، بدون نان، بدون آب. زخمهای باز،بدون باند. استخوانهای شکسته بدون آتل، عفونت های تشنه به پنی سیلین، مغزهای داوطلب مننژیت
تازیانه های مسین وتیغدار، دردهای بی پایان، سرگیجه، تهوع، دندانهای شکسته. انگشتهای بی ناخن، آینده تمام شده، پاسخهای بی پرسش، چشم های دریده، بازجوهای تسبیح به دست؛ زدن، کشتن وتجاوز به نام خدا، قربه الی الله. شکنجه ی سرد، سفید. آمده درفصل فصل ِ کتاب تاریخ عمومی ِ ایران و جهان، قرون وسطی، طلوع اسلام، مسیح مصلوب، پهلوی اول، پهلوی دوم، انقلاب فرانسه، تاریخ بردگی، خبرخبرگزاریها، یک گوانتانامو

سوم- کهریزک اینجا نامی برای همه زندانیان ِ منفی4 ، اوین، کهریزک، آگاهی شاپور، سلولهای تاریک وبی نام ِ دیگر
نامی برای همه زندانیان آزادشده یا نشده
همه زندانیان به قتل رسیده یا نرسیده
اعتراف کرده یانکرده
تجاوزشده یا نشده
مجروح شده یا بهبود یافته
همه زندانیان گمنام یا مشهور
همه اسیران ازیادرفته یا نرفته
خانواده ی آنها ، دختران، پسران، همسران ،مادران وپدران،خواهران وبرادران ، حتی دوستان
همه آنها که طعم تاریکخانه کهریزک ها را چشیده اند
یا پشت درآنها منتظر ایستاده اند
کهریزک نامی قدیمی اما تازه
آمیختگی تام خیرو شر، مرگ وزندگی

چهارم– اینجا کهریزک وبلاگی برای انعکاس صداهای شنیده وناشنیده آنها ،اما موثق