اول- نامی که نخست، خیر را تداعی می کند. کار داوطلبانه، رایگان؛
آسایشگاهی برای سالمندان، پیرزنان، پیرمردان، معلولان، بی خانواده، بیمار؛ کنار و حاشیه تهران
ما را به یاد اطلاعیه های عید قربان می اندازد، عید فطر، برای پذیرفتن قربانی، گوسفندهای آماده ی ذبح، قبول نذر، کفاره روزه، صدقات، خیرات برای اموات، نذورات
کهریزک دبیرتاریخ دبیرستان را به یادم می آورد، روزهای انقلاب، روزیکه ما رابه کهریزک برد به آسایشگاه. چهره ی پیرمردی که پالتو می خواست. کهریزک برای من یک وصیت است، یک قبرکوچک، یک پزشک آرمیده درحیاط آسایشگاه
کهریزک همینطور یک مفهوم است. سازمان غیردولتی. یک انجمن مردمی که پیش ازانقلاب بوده وهنوز جان نداده. ایستاده دراین جوانمرگی ِ تشکلها، گروههای غیردولتی، احزاب
دوم - حالا کهریزک نامی که ندیده ام، اما شنیده ام. اسمی عام نه خاص، تاریخ نه جغرافیا. شر نه خیر. جوان نه سالمند، کین نه مهر. یک دورِ نزدیک. یک ابهام ِ واقعی، یک خیال بیرونی، باورکردنی. نام همه سوله های پنهانی، زیرزمینهای هزارتو، پراز درد اشک و چرک وترس و خون. سیاه، بی پنجره، بدون نان، بدون آب. زخمهای باز،بدون باند. استخوانهای شکسته بدون آتل، عفونت های تشنه به پنی سیلین، مغزهای داوطلب مننژیت
تازیانه های مسین وتیغدار، دردهای بی پایان، سرگیجه، تهوع، دندانهای شکسته. انگشتهای بی ناخن، آینده تمام شده، پاسخهای بی پرسش، چشم های دریده، بازجوهای تسبیح به دست؛ زدن، کشتن وتجاوز به نام خدا، قربه الی الله. شکنجه ی سرد، سفید. آمده درفصل فصل ِ کتاب تاریخ عمومی ِ ایران و جهان، قرون وسطی، طلوع اسلام، مسیح مصلوب، پهلوی اول، پهلوی دوم، انقلاب فرانسه، تاریخ بردگی، خبرخبرگزاریها، یک گوانتانامو
سوم- کهریزک اینجا نامی برای همه زندانیان ِ منفی4 ، اوین، کهریزک، آگاهی شاپور، سلولهای تاریک وبی نام ِ دیگر
نامی برای همه زندانیان آزادشده یا نشده
همه زندانیان به قتل رسیده یا نرسیده
اعتراف کرده یانکرده
تجاوزشده یا نشده
مجروح شده یا بهبود یافته
همه زندانیان گمنام یا مشهور
همه اسیران ازیادرفته یا نرفته
خانواده ی آنها ، دختران، پسران، همسران ،مادران وپدران،خواهران وبرادران ، حتی دوستان
همه آنها که طعم تاریکخانه کهریزک ها را چشیده اند
یا پشت درآنها منتظر ایستاده اند
کهریزک نامی قدیمی اما تازه
آمیختگی تام خیرو شر، مرگ وزندگی
چهارم– اینجا کهریزک وبلاگی برای انعکاس صداهای شنیده وناشنیده آنها ،اما موثق